tender-love.jpg

قصه ی ما یه سفر بود یه سفر تا خود رویا<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

تا ته یک شب روشن سفری تا خود فردا

 

یه طرف گریز از تو یه طرف به تو رسیدن

 

دل سپردن بین رویا خواب دست تو رو دیدن

 

قصه رو از نو شروع کن من به آخرش رسیدم

 

من تو سادگی عشقت هیبت دستهامو دیدم

 

من میخوام ساده بمونم تا تو عاشقم بمونی

 

تا تن خسته ی من رو تا ته شب بکشونی

 

*Happy birthday*

 

I hope you have a good time and beautiful days in beside dear elham

Good luck

29625.jpg

به  دیدارم بیا ای نازنین، ای هم صدا، ای باغ تنهایی

که آن فردای پر واهی  و آن مرداب مهتابی و آن نیلو فر آبی

من این جا ماند ه ام تنها و تنها و آن دریای بی باران

به دیدارم بیا ای واپسین امید که در امید و امید ها

جا مانده ام خالی و از بیگانگی سخت بیزارم

به دیدارم بیا ای قطره اشک ای با شکوه

که از این حوض بی ماهی و آن دالاب رسوایی سخت بیزارم

به دیدارم بیا ای نازنین، ای هم صدا، ای باغ تنهایی.

 *تولدت مبارک*

finaleasterquote.jpg 

****Loving for you****

 

 

 

****LOVEING…****

 

 

****FOR  ME…****

 

 

****MY  ANEGRAM…****

 

 

****ESSENSE…****

 

 

THE END.

 

                                

                                                        265.537                                                                                                                                       

/ 41 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ع.ش.ق

اينهمه چيزای قشنگ از کجا مياری؟ اين شعرا مال کيه؟

از طرف شايا

هميشه سلام .... راس راسی که ديوونه ای ... ازت حسابی ممنونم... مرسی.... برات بهترينارو آرزو می کنم... تو رو به خدا می سپارم..

از طرف شايا

هميشه سلام ... ستايش مهربون ... از تموم شعرهايی که برام نوشتی ممنونيم .... يه مشکلی تو دستگامون ايجاد شده که ما رو يه مقدار محدود کرده و گرنه مطمئن باش صفحت رو با پيامامون پر می کرديم .. ما رو ببخش

کمند

ستايش مرسی از حضورت و اشعاری کهب رام نوشتی ..من نه تنها شعر رو ميخونم بلکه به عمق واژه های شعر ميرم که منظور نويسنده رو بفهمم .. چکار کنم ذکاوته ديگه ..خوب منظورتون از اون بيت چی بود؟ (( دل من ماله منه ..نميخواد پر بزنه .. پر بگيره تو دلا ...به دلا سر بزنه .. دل من عشق منه .. مثه سنگ و آهنه .. نميره دست کسی .. که بگيره بشکنه .. دل من عاشقِِِ من ... اون فقط لايق من .. دل من عاشق من ..اون فقط لايق من .. غمو دردی نداره ..عوضش خوشی داره .. ميکنه غمو اسير .. توی زندون ميزاره .. ميخونه از رو خوشی .. هميشه با دل خوشی .. از غم عشق دلم ..گل می گيره ناخوشی .. ((شايا تجلی .....)))

امين

اگه کسی تو رو اون طوری که می خوای دوست نداشته باشه؛به اين معنی نيست که با تمام وجود عاشق تو نيست! آره.یه نفر می تونه با تمام وجودش عاشقت باشه! يه عاشق واقعی! ولی حتما نبايد که عشق ورزيدنش مطابق ميل تو باشه! اينقدر خودخواه و مغرور نباش! فکر نکن همه چيز بايد اون جوری که تو فکر می کنی و انتظارش و داری و می خوای تمام و کمال انجام بشه! اگه اون جوری عاشقته که تو خوشت نمی آد؛دليل نمی شه که احساسش واقعی و عميق نباشه! باور کن!

امين

در اين تنهايی تنها و تاريك خدا مانند دلم تنگ است. بيا ای روشن ای روشن تر از لبخند شبم را روز كن در زير سر پوش سياهی ها دلم تنگ است. بيا بنگر چه غمگين و غريبانه در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال دلی خوش كرده ام با اين پرستو ها و ماهی ها و اين نيلوفر آبی و اين تالاب مهتابی. ... شب افتاده است و من تنها و تاريكم. و در ايوان من ديريست در خوابند پرستو ها و ماهی ها و آن نيلوفر آبی بيا ای مهربان با من! بيا ای ياد مهتابی!

امين

گاهی سخته گفتن آنچه درون ماست گاهی سخته قبول آنکه عاشق شدی خدايا ديگر طاقت دوری وانتظارم نيست اگر بازهم ..........،اگر بازهم او........ قلبم خسته است.....خسته تازه التيام يافته!!! آخر مگر تاکی؟کجا........ می توان اين قلب خسته را وصله کرد؟؟؟ روزی می رسد که ديگر وصله بر آن نتوان کرد... آن وقت چه کنم،خدايا!!! می دانی که با توام ....با تو...

امين

ستايش جونم واقعا شرمنده

leila

سلام خانومی...شرمنده که دير اومدم..اما ظاهرآ صاحب خونه ام غيبش زده!!... ايشالا صدو بيست ساله بشي... با يه دل پراز اميد و عشق وصفا زندگی کنی... مهربون باش و عاشق....//ليلا//

رضا tecno_boy2001

سلام ستایش جان خوبی ؟ ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یک دم عمر را غنیمت شمریم فردا که از این دیر کهن در گذریم با هفت هزار سالگان سربه سریم ----------------------------------------------------------- ما چون دو دریچه روبروی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده اکنون دل من شکسته و خستس زیرا یکی از دریچه ها بستس نه مهر فسون نه ماه جادو کرد نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد